الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
264
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
ولى نوع دوم ، درست در مقابل آن است ؛ يعنى هنگامى كه افراد نالايق ، مورد مدح و تمجيد قرار گيرند و يا افراد لايق ، بيش از حدّ ، ثناخوانى شوند و يا عوامل سياسى و حبّ و بغضها و منافع شخصى ، انگيزهء اين كار مىشود ، بدكاران تشويق مىشوند و افراد فاضل ، لايق و نيكوكار مأيوس مىگردند ؛ متملّقان يكّهتاز ميدان اجتماع مىشوند و صادقان منزوى مىگردند . در حديثى از امير مؤمنان على عليه السّلام مىخوانيم : « إيّاك و الملق فإنّ الملق ليس من خلائق الايمان ؛ از تملّق بپرهيز كه با ايمان سازگار نيست » . « 1 » در حديث ديگرى از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله آمده است : « أحثوا في وجوه المدّاحين التّراب ؛ به صورت مداحان ( متملّق ) خاك بپاشيد » . « 2 » آخرين نكتهاى كه در اين بيان فشرده ذكر آن را لازم مىدانيم اين است كه گاه مدح و ستايش جنبهء مثبت دارد و واجد همهء شرايط بالاست ؛ ولى آثار نامطلوبى در افكار عمومى ايجاد مىكند و ممدوح ، متّهم به دوست داشتن ثناخوانى مىشود كه در اينجا نيز از آن بايد اجتناب كرد و آنچه در خطبهء بالا آمده ، بيشتر از همين قبيل است . 2 . زيانهاى تملّقگويى همانگونه كه اشاره شد معناى تملّق ، مدح و ثناى بيش از حدّ و گزافهگويى دربارهء فضايل افراد براى تقرّب جستن به آنها و استفاده از مواهب مادّى آنان است حتى ذكر اوصاف برجستهء واقعى يك شخص بدون اشاره به نقاط ضعف ، آن هم نوعى تملّق محسوب مىشود و گاه از اين فراتر مىرود و تملّقگويان نقاط ضعف را در لباس نقاط قوت بيان مىكنند . تملّقگويى بيشتر دربارهء ارباب
--> ( 1 ) . غرر الحكم ، 2696 . ( 2 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 11 .